چگونه گناه نکنیم بخش دوم
در این شماره، قصد داریم، به دو روش دیگر شیطان برای گمراه ساختن انسان و دور کردن او از هدف اصلی اشاره نماییم.
بسم الله الرحمن الرحیم
در مقاله شماره یک، به یکی از روشهای اصلی شیطان برای گمراه ساختن انسان یعنی القای وحی شیطانی اشاره کردیم و یادآور شدیم با وجود این که شیطان دشمنی آشکار برای انسان است و بر گمراه ساختن او، قسم یاد کرده است، اما در پازل خداوند تعریف شده و اسباب امتحان بندگان و جداساختن سره از ناسره را فراهم میآورد. در این شماره، قصد داریم، به دو روش دیگر شیطان برای گمراه ساختن انسان و دور کردن او از هدف اصلی اشاره نماییم.
وسوسه
روش دیگر گمراه ساختن انسان توسط شیطان، وسوسه میباشد. وسوسه، صدای بسیار ضعیفی که همراه خود شر میآورد. شیطان وسوسه کننده است و خود انسان، عامل به آن است. در اصل، شیطان با تحریک نفس انسان، به وسوسه آن میپردازد. از این روست که برخی، حمله شیطان را قبول ندارند؛ زیرا شیطان به نفس انسان پیشنهاد میدهد و برخی گمان میکنند این ایده و فکر، از سوی خود آنها بوده و تمایل ایستادگی در برابر خود را ندارند.
بنابراین در مرحله اول باید تشخیص دهیم که یک ایده و یا تفکر که در ذهن ما در حال رشد است، متعلق به ما نیست بلکه از سوی شیطان بوده و باید با آن مقابله کرد.*
از تاکتیکهای مبارزه با شیطان برای ترک گناه، خراب کردن پلهای پشت سر و از بین بردن اسباب و وسایل ارتکاب گناه میباشد. در این حالت است که به تدریج، نفس ما تربیت شده و به جایی میرسد که حتی در صورت وجود این ابزار و وسایل، به سمت گناه، حرکت نخواهد کرد.
باید توجه داشت که شیطان با وسوسه نه تنها امر به منکر که نهی از معروف نیز انجام میدهد. وقتی انسان قصد انجام کار نیکی را دارد، شیطان، سعی در بازداشتن انسان از انجام آن کار را دارد و گاهی نیز ممکن است کار نیک دیگری که اجر و پاداش کمتری دارد را به او پیشنهاد دهد؛ یعنی انسان را میان دو خیر مخیر میسازد.
در این مرحله، راه تشخیص مسیر صیحیح باز هم توجه به نفس است؛ یعنی بررسی کنیم و ببینیم که نفس ما به کدام یک از آن اعمال تمایل بیشتری دارد و از انجام آن اجتناب کنیم همچنین از خدا بخواهیم که نور اعمال را به ما نشان دهد تا متوجه شویم که کدام عمل، نور بیشتری دارد و انجام آن را انتخاب نماییم.
القای امنیه باطل
بر هر انسانی لازم است که دو نوع هدف در زندگی خود داشته باشد: سؤل و اُمنیه
سؤل اصلیترین هدف و آرزو فرد در زندگی میباشد که مسیر اصلی زندگی او را برای رسیدن به آن، ترسیم میکند. باید گفت، با وجود این که سؤل اصلیترین هدف یک انسان در زندگی است اما بسیاری از آن غافل میباشند یعنی نمیدانند هدف اصلی آنها از زندگی چه میباشد؛ مثل رسیدن به سعادت دنیوی و اخروی و یا تلاش برای ظهور.
امنیه یعنی اهداف و آروزهای اصلی ما که به اصلیترین آرزو یعنی سؤل ما ختم میشود. برای رسیدن به سؤل، امنیههای مختلف اما مرتبط با هم وجود دارند. باید امنیه آنچنان در راستای سؤل باشد که گویی همان سؤل است.
یکی از کارهای شیطان القای امنیه باطل است یعنی آن را تغییر داده و در فرد شوق دستیابی به یک امر باطل را ایجاد میکند.
از این رو بسیاری از افراد، پس از رسیدن به یک خواسته خود که در اصل امنیه ای باطل از سوی شیطان بوده است، متوجه میشوند از ابتدا مسیر را اشتباه انتخاب کرده و از اصلیترین هدف یعنی سؤل خود فاصله گرفتهاند.
باید گفت شیطان از این روش یعنی القای امنیه باطل، حتی در مورد پیامبران نیز، استفاده میکند که البته به امر الهی، مؤثر واقع نمیگردد:
وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ قَبْلِک مِنْ رَسُولٍ وَلَا نَبِی إِلَّا إِذَا تَمَنَّی أَلْقَی الشَّیطَانُ فِی أُمْنِیتِهِ فَینْسَخُ اللَّهُ مَا یلْقِی الشَّیطَانُ ثُمَّ یحْکمُ اللَّهُ آیاتِهِ وَاللَّهُ عَلِیمٌ حَکیمٌ –حج-۵۲
«و پیش از تو نیز هیچ رسول و پیامبری را نفرستادیم جز آن که هرگاه آرزو میکرد و طرحی برای اهداف رسالت خود میریخت، شیطان در خواسته اول القای شبهه میکرد اما خدا آن چه را شیطان القا میکرد محو میگردانید سپس خدا آیات خود را استوار میساخت.»
برای فهم این مطلب که یک امنیه شیطانی است و یا در راستای سؤل ما، قرار دارد، یک راهکار اساسی وجود دارد:
وقتی شوق انجام کاری در یک فرد برای رسیدن به یک امنیه به وجود آمد، باید استشاره کند؛ یعنی با اهل فن آن موضوع خاص مشورت کند و پس از اطلاع کامل پیرامون آن موضوع، به بررسی میزان ارتباط و نزدیکی آن امنیه به سؤل خود بپردازد؛ در این حالت است که فرد متوجه خواهد شد برخی امنیهها شیطانی میباشند.